عشق

عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

چه سخته بهترين كست كه خيلي دوست داره ازت چيزي بخواد و نتوني براش كاري كني

به سلامتي رفيقي كه كم نذاشت ولي كم برداشت تا رفيقش كم نيارهدوست دارم منيره من

نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 21:56 توسط ارش دلشکسته| |

منيره دوست دارم باور كن دوست دارممممممممممممممممممممم

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 6:49 توسط ارش دلشکسته| |

عشق یعنی تو ملامت کن مرا / عشق یعنی می ستایم من تو را / عشق یعنی در پی تو در به در / عشق یعنی یک بیابان دردسر /عشق یعنی با تو آغاز سفر / عشق یعنی قلبی آماج خطر / عشق یعنی بگذری از آرزو / عشق یعنی کلبه های آرزو / عشق یعنی با تو گشتن هم کلام / عشق یعنی انتظار یک سلام ...
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 21:5 توسط ارش دلشکسته| |

دیشب را تا صبح بدنبالت گشتم...

لابه لای تمام خاطرات گذشته...

تمام خوبهایم را ورق زدم...

لحظه به لحظه اش را...

رد پایت همه جا جاریست...

اما...

دوباره تکرار داستان همیشگی

نبود تو و انتظار من...!!!

امروز را هم دوباره دنبالت می گردم......مثل همه روزهای نبودت!!!

امروز هم سراغت را از تمام برگ ها می گیرم...!

شاید برگی را از قلم انداخته
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 23:42 توسط ارش دلشکسته| |

ميخوايي بدوني چراغ اي دي رفيقت خا موشه يا http://www.invisible.ir/joojoogirl/ref/search تو يا هو نيست كليك كن

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:3 توسط ارش دلشکسته| |

تا كه بوديم نبوديم كسي

گشت ما را غم بي همنفسي

تا كه خفتيم همه بيدار شدند

تا كه مرديم همگي يار شدند

 قدر آن شيشه بدانيد كه هست

نه در آن موقع كه افتاد و شكست

نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 1:39 توسط ارش دلشکسته| |

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت

گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي

پروانه بسوخت ولي خوب جوابش را داد 

طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 1:34 توسط ارش دلشکسته| |

 

هر لحظه يادت مي كنم

شايد تو هم يادم كني

همواره در فكر توام

با يك نگاه شادم كني

هرگز نديدم از كسي

لبخند زيباي تو را

هرگز نمي گيرد كسي

در قلب من جاي تو را

نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 1:31 توسط ارش دلشکسته| |

 

چه كنم دست خودم نيست كه يا دت نكنم  خواستي گل نشوي تا به او عا دت نكنم

نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 0:19 توسط ارش دلشکسته| |

 مي گويم عزيزم دل بريدن ساده نيست

چشمهاي مهر با نت رو نديدن سا ده نيست

از زمان رفتنت خورشيد را گم كرده ام

نا له هاي ابر را هر شب شنيدن سا ده نيست

قلب تو پر بود از هزاران ماه و پنجره

ماه را از پشت ديوار ديدن سا ده نيست

بو سه هايدلنشين و خنده هاي دلفريب

طعم تلخ اين جدايي را چشيدن سا ده نيست

باز هم امد بهار و هوا افسرده است

اه از دست زمستان هم رهيدن سا ده نيست

قلب من اتش گرفت از دوريت اي با ران من

از دل اين اتش سوزان پريدن سا ده نيست

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:34 توسط ارش دلشکسته| |

نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 2:48 توسط ارش دلشکسته| |

براي ديدن بقيه رو ادامه مطلب كيك كنيد
:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 20:13 توسط ارش دلشکسته| |

زير اين طاق كبود.... يكي بود يكي نبود

مرغ عشقي خسته بود.....كه دلش شكسته بود

اون اسير يه قفس..شب و روزش بي نفس

همه ارزوهاش ... پر كشيدن بود و بس

تا يه روز يه شا پرك...نگا شو گوشه اي دوخت

چشش افتاد به قفس...دل اون بد جوري سوخت

زود پريد روي درخت...تو قفس سرك كشيد

تو چشم مرغ اسير...غم دلتنگي رو ديد

ديگه طا قت نيورد..رفت توي قفس نشست

تا كه از حرفاي مرغ....شا پرك دلش شكست

شا پرك گفت كه بيا.. تا با هم پر بكشيم

بريم اون با لاها..سوار ابرا بشيم

يه دفعه مرغ اسير...نگا هش بهاري شد

بارون از برق چشاش...روي گونش جاري شد

شا پرك دلش گرفت...وقتي اشك اونو ديد

با خودش يه عهدي بست...نفس سردي كشيد

ديگه بعد از اون قفس... رنگ تنهايي نداشت

توي دوستي شا پرك .....ذره اي كم نمي ذاشت

تا يه روز يه باد سرد...ميون قفس وزيد

اسمون سرخ ابي شد...سوز برف از راه رسيد

شا پرك يخ زد و يخ...مرد و موندگار نشد

چشا شو رو هم گذاشت...ديگه اون بيدار نشد

مرغ عشق شا پرك رو...به دست خدا سپرد

نگاهش به اسمون تا كه دق كرد و مرددددد

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 8:37 توسط ارش دلشکسته| |

تا بخوایی اهنگ داره واسه دانلود اهنگ روی ادامه مطلب کلیک کن


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 0:56 توسط ارش دلشکسته| |

http://arash222.blogfa.com/يه فلش با حال زير ۱۸ نبينند
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 23:7 توسط ارش دلشکسته| |

نگاه را با نگاه با يد ديد******كلام را با كلام
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:43 توسط ارش دلشکسته| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:37 توسط ارش دلشکسته| |

          شمع بودن زره زره اب گشتن تا بكي

           راه پر خا شا ك را ارام رفتن تا بكي

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:35 توسط ارش دلشکسته| |

           برو....

       اما....

مطمئن باش ضربه ات كاري بود....

  ودلم چه سخت شكست

             وچه زشت.....

به من و سا دگيم خنديدي.....

منو عشقي پاك.....

كه پر از ياد تو بود.....

             وبا يك قلب يتيم....

كه خيا لم مي گفت.....

                             تا ابد جاي تو بود......

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:33 توسط ارش دلشکسته| |

هر كه عاشق شد منت از صد يار مي بايد كشيد

بهر هر گل منت از صد خار مي با يد كشيد

من به مرگم را ضيم اما نمي ايد اجل

بخت بد بين كز اجل هم ناز مي با يد كشيد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:21 توسط ارش دلشکسته| |

لطفا مطا لب ما ههاي قبل هم بخونين جا لبه
نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 22:11 توسط ارش دلشکسته| |

براي ديدن فلش روي ادامه مطلب كليك كنيد

لطفازير۱۸ سا له ها نبينن

نظر يا دتون نره


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 0:39 توسط ارش دلشکسته| |

براي ديدن فلش روي ادامه مطلب كليك كنيد

نظر يا دتون نره


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 0:36 توسط ارش دلشکسته| |

براي ديدن فلش خنده دار عشق سكينه روي ادامه مطلب كليك كنيد

لطفا نظر يا دتون نره


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 0:33 توسط ارش دلشکسته| |

دوستان خوش امديد

نظر يا دتون نره

به مطا لب ما ههاي گذشته هم سر بزنيد مطا لب جا لبي داره

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:5 توسط ارش دلشکسته| |


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:52 توسط ارش دلشکسته| |


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:19 توسط ارش دلشکسته| |

كاش قلبم درد تنهايي نداشت

سينه ام هر گز پريشا ني نداشت

كاش برگهاي اخر تقويم عشق

حرفي از يك روز با راني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قربا ني نداشت

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:36 توسط ارش دلشکسته| |

هيچ كس اشكي براي ما نريخت

هر كه با ما بود از ما مي گريخت

چند روزي هست حا لم ديدنيست

حال من از اين و ان پرسيدنيست

گاه بر روي زمين زل مي زنم

گاه بر حا فظ تفعل مي زنم

حا فظ ديوانه فا لم را گرفت

يك غزل امد كه حا لم را گرفت

ما زيا ران چشم ياري داشتيم

خود غلط بود انچه مي پنداشتيم

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:22 توسط ارش دلشکسته| |

عزيزان خوش امديد

نظر دادن شما نشانه معرفت شما ست

نظر شما ما را در بهتر بودن ياري مي كند

لطفا نظر بدين

نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 10:33 توسط ارش دلشکسته| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ
 فال حافظ - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ